تبلیغات
zendegi pich o kham ziad dare - yadete maman?!

یادت هست مادر؟

اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی؛ تا یك لقمه

بیشتر بخورم یادت هست؟

شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران

میگفتی بخور تا بزرگ بشی

آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی

و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته

باشم قورت بدهم حتی

بغض های نتركیده ام.... 



تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : sepide khoshgele | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.